koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی analysis به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

analysis

اسم

US /əˈnæləsis/

analyses /əˈnæləˌsiːz/

(اسم) مطالعه دقیق چیزی با هدف فهم بیشتر از آن، تجزیه و تحلیل، بررسی (سه مثال اول) – روانکاوی (psychoanalysis) - in the final analysis یا in the last analysis با در نظر گرفتن همه چیز (مثال آخر)

The blood samples are sent to the laboratory for analysis.

نمونه های خون برای تجزیه و تحلیل به آزمایشگاه فرستاده شده است.

DNA analysis shows that the blood and the saliva come from the same person.

بررسی دی ان ای نشان می دهد که خون و بزاق مال یک نفر است.

This work has been based entirely on an analysis of large mammals.

این کار تماماً بر پایه یک تجزیه و تحلیل از پستانداران بزرگ بوده است.

It was a difficult decision but, in the final/last analysis, it was the best way doing that.

آن یک تصمیم دشوار بود ولی، با در نظر گرفتن همه مسائل، بهترین روش انجام آن کار بود.