برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی charge به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل charge
(فعل) مطالبه کردن یا گرفتن پول – متهم کردن کسی (مثال دوم) – مامور کردن برای کاری – شارژ کردن باتری – نسیه خریدن (مثال سوم)
charge
اسم
charges
(اسم) مسئولیت – شارژ باتری
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره charge، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

