بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی charge به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل charge

charge

فعل

US تلفظ صوتی/ˈtʃɑɚʤ/

charges; charged; charging

(فعل) مطالبه کردن یا گرفتن پول – متهم کردن کسی (مثال دوم) – مامور کردن برای کاری – شارژ کردن باتری – نسیه خریدن (مثال سوم)

I think they charge too much for football tickets.

فکر می کنم آن ها برای بلیت های فوتبال پول زیادی می گیرند.

Several people were arrested but nobody was charged.

چندین نفر دستگیر شدند ولی کسی متهم نشد.

I didn’t have any cash, so I charged the food.

من پول نقد نداشتم پس غذا را نسیه خریدم.

charge

اسم

charges

(اسم) مسئولیت – شارژ باتری

Marilyn agreed to take charge of fundraising.

مریلین پذیرفت که مسئولیت جمع آوری کمکهای مالی را به عهده بگیرد.

Is it all right to put the battery on charge overnight?

مشکلی نیست اگر باتری را در طول شب شارژ کنیم؟

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره charge، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان