برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی cloud به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل cloud
(اسم) ابر
Those dark clouds look like we’re going to get some rain.
با آن ابرهای سیاه به نظر می رسد کمی باران داشته باشیم.
The distant cloud of dust in the valley announced the approach of a car.
آن ابرِ گرد و خاک در دور دست داخل دره حکایت از نزدیک شدن یک ماشین دارد.
He still has a cloud of suspicion hanging over him.
او هنوز ابری از تردید اطراف خود دارد.
cloud
فعل
clouds; clouded; clouding
(فعل) پر از ابر شدن، پر از ابر کردن (مثال اول) – گیج کردن، تردید ایجاد کردن (مثال دوم) - cloud over/up پر از دود یا ابر شدن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره cloud، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

