koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی cloud به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

cloud

اسم

US /ˈklaʊd/

clouds

(اسم) ابر

Those dark clouds look like we’re going to get some rain.

با آن ابرهای سیاه به نظر می رسد کمی باران داشته باشیم.

The distant cloud of dust in the valley announced the approach of a car.

آن ابرِ گرد و خاک در دور دست داخل دره حکایت از نزدیک شدن یک ماشین دارد.

He still has a cloud of suspicion hanging over him.

او هنوز ابری از تردید اطراف خود دارد.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) cast a (dark) cloud ایجاد تردید کردن - cloud on the horizon مشکلی که ممکن است در اینده خودش را نشان دهد - every cloud has a silver lining بعد از سختی آسانی است - in the clouds زمان زیادی را صرف خیالبافی کردن - on cloud nine خیلی خوشحال

cloud

فعل

clouds; clouded; clouding

(فعل) پر از ابر شدن، پر از ابر کردن (مثال اول) – گیج کردن، تردید ایجاد کردن (مثال دوم) - cloud over/up پر از دود یا ابر شدن

Smoke clouded the sky.

دود آسمان را فرا گرفت.

Don’t let your personal feelings cloud your judgement.

اجازه ندهید احساسات شخصی شما، در قضاوت شما تردید ایجاد کند.