برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی performance به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل performance
(اسم) اجرا، انجام (مثال اول) – بازی یک هنرپیشه – کارایی، عملکرد (دو مثال آخر)
the performance of duties
انجام وظایف
This evening's performance will start at 9 o'clock.
اجرای امشب ساعت 9 شروع خواهد شد.
an impressive performance
یک بازی چشمگیر
I was unsatisfied with the team’s performance.
من از عملکرد تیم راضی نبودم.
He was fired for poor performance.
او به دلیل عملکرد ضعیف اخراج شد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره performance، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


