koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir
مجموعه ها و بسته های آموزشی ارائه شده در وب سایت کوبدار

معنی collapse به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

collapse

فعل

US /kəˈlæps/

collapses; collapsed; collapsing

(فعل) سقوط کردن، فرو ریختن – شکست خوردن

A piece of the wall collapsed on top of him.

یک بخش از دیوار بالای سر او، فرو ریخت.

Several buildings have collapsed into the ocean.

چند ساختمان داخل اقیانوس سقوط کرده است.

Talks between management and unions collapsed today.

گفتگوی امروز بین مدیریت و اتحادیه ها شکست خورد.

collapse

اسم

collapses

(اسم) سقوط – از حال رفتن ناگهانی کسی و نقش بر زمین شدن او (مثال دوم)

A poor economy has caused the collapse of thousands of small businesses.

یک اقتصاد ضعیف باعث سقوط هزاران کسب و کار خرد می شود.

She was taken to hospital after her collapse at work.

او بعد از نقش بر زمین شدنش در کار به بیمارستان منتقل شد.