koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی caution به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

caution

اسم

US /ˈkɑːʃən/

cautions

(اسم) احتیاط (دو مثال اول) – هشدار (مثال سوم) – کارت زرد در فوتبال - throw/fling/cast caution to the wind احتیاط را کنار گذاشتن و کاری خطرناک انجام دادن

Proceed with caution.

با احتیاط ادامه دهید.

Statistics should be treated with caution.

با آمار باید با احتیاط برخورد شود. (اینکه ممکن است درست نباشد)

As it was his first offense, he was only given a caution.

چون اولین جرمش بود، فقط به او هشدار داده شد.

caution

فعل

cautions; cautioned; cautioning

(فعل) هشدار دادن

He cautioned them to avoid the forest at night.

او به آن ها هشدار داد که شب ها از جنگل پرهیز کنند.

She was cautioned for speeding.

به دلیل سرعت به او هشدار داده شد.