برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی silk به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل silk
(اسم) پارچه ابریشم (مثال اول) – تاری که توسط عنکبوت تولید می شود – ریش ذرت (رشته های نازکی که اطراف ذرت وجود دارد) – silks پیراهن هایی با رنگ روشن که توسط سوارکاران پوشیده می شود (مثال دوم) – وکیلی که به رتبه بالا رسیده باشد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره silk، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


