برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی chew به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل chew
(فعل) جویدن با دهان و دندان - bite off more than you can chew لقمه گنده تر از دهان خود برداشتن - chew off با دهن یا دندان چیزی را برداشتن یا کندن - chew on something الف: درباره چیزی فکر کردن ب: چیزی را به دندان گرفتن و جویدن - chew out با عصبانیت با کسی حرف زدن - chew over درباره چیزی فکر کردن (مثال سوم) - chew up از بین بردن چیزی، شکست دادن کسی (مثال چهارم) - chew the fat حرف زدن به صورت دوستانه
chew
اسم
chews
(اسم) عمل جویدن
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره chew، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

