برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی area به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل area
(اسم) بخش یا منطقه ای از یک مکان (دو مثال اول) – بخشی از چیزی مانند قسمتی از بدن یا یک لباس و غیره (مثال سوم) – رشته یا زمینه یک فعالیت یا یک مطالعه (مثال آخر)
This is a very poor area.
این یک منطقه خیلی فقیر است.
مناطق شهری و روستایی
بخش پذیرش هتل
یک شغل در بخش درمان
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) مساحت یا محدوده یا فضای یک اتاق یا یک شکل و غیره (دو مثال اول) - in the area of حدود (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره area، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


