koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی badly به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

badly

قید

US /ˈbædli/

(قید) به طرز بدی (مثال اول) – خیلی، خیلی زیاد (مثال دوم) - badly off الف: کم پول بودن (مثال سوم) ب: در موقعیت بدی بودن - not badly خوب - think badly of نظر بدی در خصوص کسی داشتن

to sing badly

به شکل بدی آواز خواندن

I'd missed you badly.

من دلم برایت خیلی تنگ شده بود.

She has been quite badly off since then.

او از آن موقع خیلی کم پول بوده است.