koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی here به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

here

قید

US /ˈhiɚ/

(قید) در اینجا، به اینجا، تا اینجا – در این نقطه از یک فعالیت یا داستان و غیره – در این مورد

I like it here.

من آن را اینجا دوست دارم. (مثل در انتخاب جای یک قاب عکس روی دیوار)

Come here - I've got something to show you.

به اینجا بیاد (بیا اینجا) – من چیزی دارم که می خواهم به تو نشان دهم.

Here the author introduces a new character.

در این نقطه از داستان، نویسنده یک شخصیت جدید معرفی می کند.

Here we agree.

در این مورد، ما توافق داریم.

(قید – ادامه بررسی معنی واژه) الان به وجود آمدن یا الان اتفاق افتادن (فرا رسیدن) – برای تاکید روی یک موقعیت – برای اشاره به کسی یا چیزی که نزدیک شماست یا جلوی شماست – دادن چیزی به کسی - From here on out از این لحظه به بعد

Winter is here at last.

سر انجام زمستان فرا رسید.

Here's your chance for a new career.

شانس تو برای یک کار جدید فرا رسیده است.

We're talking about a lot of money here!

ما اینجا داریم درباره پول زیادی حرف می زنیم! (برای تاکید)

Hey, I'm trying to work here!

هوی، من دارم سعی می کنم اینجا کار کنم! (برای تاکید)

I don't know anything about this, but I'm sure my colleague here can help you.

من درباره این موضوع چیزی نمی دانیم ولی مطمئنم دوستانم اینجا می توانند به شما کمک کنند.

It says here (= in this piece of writing) that she was born in 1943.

این اینجا (در این قسمت نوشته) می گوید که او در سال 1943 متولد شد.

Could you pass the salt? Sure, here you are.

می توانید نمک را به من برسانید؟ حتما، بفرمایید.

From here on out, I'm making all the decisions.

از این لحظه به بعد من همه تصمیمات را می گیرم.

(قید – ادامه بررسی معنی واژه) here and now الان - here and there در جاهای مختلف - here is برای معرفی یک اقدام یا یک فرد یا یک چیز (مثال اول) - here's to تُست کردن، به افتخار کسی یا چیزی نوشیدن (مثال دوم) - out of here اینکه بگویید که دارید میروید

Here is what I think you should do.

این آن چیزی است که به نظر من تو باید انجام دهی.

Here’s to your new job.

به افتخار کار جدید تو. (لیوان های شراب بالا برده شده اند)