برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی composition به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل composition
(اسم) یک قطعه موسیقی که کسی نوشته است (مثال اول) – ترانه سرایی (مثال دوم) – طریقی که افراد یا چیزها در یک نقاشی یا عکس ترتیب داده میشوند (مثال سوم)
a famous classical composition
یک قطعه کلاسیک معروف
He studies musical theory and composition.
او تئوری موسیقی و ترانه سرایی را یاد گرفت.
Composition in photography refers to the position of elements inside the frame and how they interact with each other.
ترکیب در عکاسی به موقعیت المان ها درون فریم و نحوه تعامل آن ها با هم گفته میشود.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) انشاء یک دانش آموز (مثال اول) – اجرا، مواد و ... تشکیل دهنده چیزی (مثال دوم)
I had to write a composition about the climate changes.
من باید درباره تغییرات آب و هوایی یک انشاء مینوشتم.
the composition of the atmosphere
ترکیب جو زمین (78 درصد نیتروژن، 21 درصد اکسیژن، 0.9 آرگون و 0.1 درصد گازهای دیگر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره composition، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


