koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی game به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

game

اسم

US /ˈgeɪm/

games

(اسم) بازی، مسابقه – امتیازهای یک رقابت (مثل تنیس – مثال سوم) – حیوانات و پرنده هایی که برای غذا یا ورزش شکار می شوند که معمولا شکار آن ها قانونی است (حیوان قابل شکار – دو مثال آخر)

I play online games with my friends.

من با دوستانم بازی های آنلاین انجام می دهم.

a game of chance/skill

یک مسابقه شانس / مهارت

I’m ahead, 3 games to 2.

من 3 بر 2 جلو هستم.

Deer and pheasant are types of game.

گوزن و قرقاول از انواع شکار (حیوانات قابل شکار) هستند.

small game

شکار کوچک (حیوان قابل شکار کوچک)

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) ahead of the game در موقعیت برتر یا با احتمال پیروزی و غیره - early/late in the game ابتدای یک مسابقه - on/off your game خوب/بد بازی کردن - play games الف: سر کسی بازی درآوردن (مثال اول) ب: بازی درآوردن و جدی نبودن - the only game in town تنها چیز با ارزش یا در دسترس

Stop playing games with me.

با من بازی در نیاور.

game

صفت

(صفت) آماده (مثال اول) – از روی اراده، با اراده

I’m game if you are.

اگر تو آماده ای من هم آماده هستم.