برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
best
معنی best به عنوان صفت
(صفت) بهترین، بهتر از همه – best of all مهمتر از همه – next best دومین گزینه یا انتخاب از نظر اهمیت یا ارزش – on your best behavior با بهترین و مؤدبانهترین رفتار
She's my best friend.
او بهترین دوست من است.
the best student in the class
بهترین دانشآموز کلاس
It's best to leave as soon as possible.
بهتر است در اسرع وقت آنجا را ترک کنید.
He can't ask them, so he is doing the next best thing.
او نمیتواند از آنها درخواست کند، بنابراین بهترین گزینه بعدی را انتخاب میکند.
The students promised to be on their best behavior.
دانشآموزان قول دادند که مؤدبانهترین رفتار ممکن را داشته باشند.
best
قید
معنی best به عنوان قید
(قید) به بهترین شکل – بیشتر از همه – as best you can یا the best (that) you can به بهترین شکلی که میتوانی، با تمام توان – had best بهتر است، باید
It works best if you let it warm up first.
اگر ابتدا اجازه دهید گرم شود، بهترین عملکرد را خواهد داشت.
She couldn't decide which one she liked best.
او نمیتوانست تصمیم بگیرد کدامیک را بیشتر از همه دوست دارد.
He'd deal with the problem as best he can.
او با تمام توانش با این مشکل برخورد خواهد کرد.
If you think it is going to be easy, you'd best think again.
اگر فکر میکنی این کار آسان خواهد بود، بهتر است دوباره فکر کنی.
best
فعل
bests; bested; besting
معنی best به عنوان فعل
(فعل) شکست دادن، برتری پیدا کردن بر کسی یا چیزی
best
اسم
معنی best به عنوان اسم
(اسم) the best بهترین فرد یا چیز – بالاترین سطح توانایی، کیفیت یا دستاورد – all the best آرزوی موفقیت کردن برای کسی، خداحافظی کردن – at best در بهترین حالت ممکن
Thanks, dude. You're the best!
ممنون رفیق. تو بهترینی!
I did my best to help her.
من تمام تلاشم را برای کمک به او کردم.
All the best to your parents!
با آرزوی موفقیت برای والدین شما!
All the best for the New Year!
با آرزوی موفقیت در سال جدید!
The work won't be finished for another four months at best.
در بهترین حالت، این کار تا چهار ماه دیگر تمام نخواهد شد.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) at its best در بهترین یا بالاترین سطح ممکن – best of all بهترین قسمت یا بهترین مورد – best of luck برای کسی آرزوی موفقیت کردن – the best of در ورزشهایی مانند تنیس، تعیین تعداد دستهای لازم برای مشخص شدن برنده – have had the best of از بخش خوب یا لذتبخش چیزی بیشترین بهره را بردن – to the best of my knowledge/belief تا آنجا که من میدانم یا باور دارم – make the best of از یک موقعیت یا شرایط موجود بهترین استفاده را کردن – look your best بسیار خوب به نظر رسیدن
This is democracy at its best.
این نمونهای از بهترین شکل دموکراسی است.
Should we play the best of nine?
آیا بازی را به صورت بهترین از ۹ دست برگزار کنیم؟
Life is not very good right now—but let's try to make the best of it.
اوضاع زندگی الان خیلی خوب نیست، اما بیایید سعی کنیم بهترین استفاده را از این شرایط ببریم.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) get the best of بر کسی غلبه کردن یا تحت تأثیر قرار دادن – feel your best بسیار سالم و سرحال بودن – bring out the best in باعث بروز بهترین ویژگی یا عملکرد در کسی شدن
Don't let him get the best of you—just ignore him!
اجازه نده او بر تو غلبه کند؛ فقط نادیدهاش بگیر!
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره best، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

