برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی trust به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل trust
(اسم) یک قرارداد که در آن، ملک یا پول کسی برای مدتی توسط کسی یا شرکتی نگهداری یا مدیریت می شود (قیمی، سرپرستی، تکلف – مثال اول) – سازمان یا گروهی که پول یا املاک کسی یا کسانی را تحت مدیریت دارد (مثال دوم) – گروهی از شرکت ها که با هم کار می کنند تا رقبا را کاهش دهند (عموما به صورت غیر قانونی - کارتل – مثال سوم)
The money is being held in trust for her until she turns 18.
این پول تا زمانی که او 18 ساله شود به سرپرستی سپرده می شود.
The company is owned by a trust.
این شرکت تحت مالکیت یک بنیاد است.
anti trust laws
قوانین ضد کارتل
trust
فعل
trusts; trusted; trusting
(فعل) اعتماد کردن، باور کردن – امید داشتن، امیدوار بودن، انتظار داشتن
I trust you completely.
من کاملا به تو اعتماد دارم.
Don't trust everything you see.
به هر چیزی که می بینید اعتماد نکنید. (باور نکنید)
I trust that you'll pay me for the broken window.
من امیدوارم که شما پول این پنجره شکسته را بپردازید.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) trust in (someone or something) به کسی یا چیزی اعتماد یا اعتقاد داشتن - trust to الف: به چیزی اعتماد کردن ب: مسئولیت چیزی را به کسی دادن ج: چیزی را به شانس یا چیزی که در کنترل انسان نیست واگذار کردن (مثال دوم) - trust (someone) with (something) به کسی اجازه داشتن یا استفاده از چیزی را دادن (مثال آخر)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره trust، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


