برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی culture به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل culture
(اسم) فرهنگ، تمدن – تمدن (به این معنی که آن منطقه یا آن افراد در بین خود کتاب، موسیقی، ادبیات، نمایش و غیره را ارج می نهند)
culture
فعل
cultures; cultured; culturing
(فعل) چیزی را به صورت کنترل شده پرورش دادن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره culture، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

