koobdar.ir

وبسایت آموزشی کوبدار

بخش های مختلف وب سایت کوبدار
قسمت های مختلف وب سایت آموزشی کوبدار
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت جستجو در سایت کوبدار
معنی کوبدار چیست؟
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله آموزشی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و جمله با associate

associate

فعل

US /əˈsoʊʃiˌeɪt/

associates; associated; associating

(فعل) چیزی یا کسی را در ذهن خود به چیزی یا کسی ربط دادن (دو مثال اول) – ربط داشتن یا پیوند داشتن به طریقی (مثال سوم و چهارم) - associate yourself with somebody/something از کسی یا چیزی حمایت کردن (مثال آخر)

I associate flowers with spring.

گل ها در ذهن من بهار را تداعی میکنند.

Scarlett Johansson closely associate in the public mind with action movies.

اسکارلت جوهانسون در ذهن همه با فیلم های اکشن شناخته میشود.

I don't associate with criminals like him.

من با مجرم هایی مثل این رابطه ندارم.

I don't want my children associating with drug addicts.

من نمیخواهم بچه های من با معتادین مواد رابطه داشته باشند.

I associate myself with the prime minister's remarks.

من از بیانات نخست وزیر حمایت میکنم. (موافقم)

associate

اسم

associates

(اسم) همکار، شریک (مثال اول) – عضو وابسته به یک گروه یا سازمان که همه حقوق یک عضو اصلی را ندارد (مثال دوم) – کسی که دارای مدرک فوق دیپلم است

a business associate

یک همکار در کار

Associates are entitled to use the facilities, but are not entitled to vote.

اعضای وابسته حق استفاده از امکانات را دارند، اما حق رای ندارند.

associate

صفت

(صفت) associate member/director/head etc کسی که عضو چیزی است ولی در ردی پایین تر و با حقوق کمتر

an associate member

یک عضو وابسته

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها