koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی finance به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

finance

اسم

US /ˈfaɪˌnæns/

finances

(اسم) مدیریت مالی یا دارایی، امور مالی، مسائل مالی – دارایی یا پول در دسترس یک دولت یا شرکت یا فرد

She's taking a course on personal finance.

او دارد دوره را درباره مدیریت مالی شخصی می گذارند.

an expert in finance who predicts global economic disaster

یک نابغه در مسائل مالی که بحران ها اقتصادی جهان را پیش بینی می کند

The library closed due to a lack of finances.

کتابخانه به دلیل کمبود منابع مالی بسته شد. (due to به دلیل)

finance

فعل

finances; financed; financing

(فعل) هزینه یا پول چیزی یا کسی را تامین کردن

They financed him to study abroad.

آنها به او پول دادند تا در خارج درس بخواند.

They are still seeking someone to finance the project

آن ها هنوز به دنبال کسی هستند تا هزینه پروژه را تامین کند.