برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی island به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل island
(اسم) جزیره (زمینی که با آب احاطه شده است) - kitchen island جزیره آشپزخانه (توضیح در مثال زیر)
Manhattan is an island.
منهتن یک جزیره است. (منتهتن یکی از شهرهای پرجمعیت نیویورک است)
a kitchen island
یک آشپزخانه جزیره (جزیره آشپزخانه یک پیشخوان مستقل است که جدا از دیگر کابینت ها و پیشخوان ها، درست در وسط فضای آشپزخانه قرار می گیرد. این قطعه چند کاره به کارایی آشپزخانه افزوده و ظاهر آشپزخانه را زیبا می کند.)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره island، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


