koobdar.ir

وبسایت آموزشی کوبدار

جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
معنی کوبدار چیست؟
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله آموزشی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و جمله با bank

bank

اسم

US /ˈbæŋk/

banks

(اسم) بانک – لب یا ساحل یک رودخانه یا کانال، شیب تند یک تپه و غیره، دامنه (مثال سوم) - break the bank خیلی گران (مثال آخر) – تپه ای که کنار یک گودی در رودخانه ساخته میشود تا جاده را امن کرده و از ریزش آن جلوگیری کند

I had a meeting with the bank manager.

من با مدیر بانک یک ملاقات داشتم.

a bank of knowledge

بانکی از اطلاعات

She jumped in and swam to the opposite bank.

او (داخل آب) پرید و به سمت ساحل مقابل رودخانه (آن طرف رودخانه) شنا کرد.

It will hardly break the bank if we go out to dinner just once.

بعد است که اگر ما فقط یکبار بیرون غذا بخوریم، خیلی هزینه داشته باشد.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) laugh all the way to the bank پول زیادی به دست آوردن مخصوصا با انجام کارهای به ظاهر مسخره یا احمقانه – حجم متراکمی از ابر یا دود (مثال) – مجموعه یا گروهی از چیزی (مثال دوم)

a fog bank

یک توده مه

banks of lights

مجموعه از لامپ ها

bank

فعل

banks; banked; banking

(فعل) پول خود را در یک بانک گذاشتن یا نگه داشتن (مثال اول) - bank on (somebody/something) الف: احساس اطمینان کردن در خصوص چیزی، روی چیزی حساب کردن (مثال دوم) ب: ریسک کردن روی چیزی (مثال سوم) – (در مورد هواپیما) هنگام گردش به سمت یک بال متمایل شدن (مثال چهارم)

Did you bank that check?

آیا آن چک را به بانک برده ای؟ (که به حساب بخوابانی)

Can I bank on your support?

آیا میتوانم روی حمایت شما حساب کنم؟

I banked my life time on that moment.

من زندگی خود را روی آن لحظه ریسک کردم. (تصمیمی در همان لحظه گرفتم که روی همه زندگی من تاثیر خواهد داشت.)

We felt the plane bank steeply as it changed direction.

وقتی هواپیما تغییر مسیر داد احساس کردیم که به شدت سمت (راست یا چپ) متمایل شدیم.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) (در بسکتبال) توپ را بعد از کوبیدن به صفحه بالای سبد به داخل آن انداختن (مثال اول) – چیزی را به شکل یک توده درآوردن یا جمع کردن (معمولا با up – مثال دوم) – چوب یا نفت یا سوختی را به آتش برای ادامه پیدا کردن آن اضافه کردن (معمولا با up – مثال آخر)

a bank shot

توپ را بعد از کوبیدن به صفحه بالای سبد به داخل آن انداختن

The snow had banked up in the corner of the yard.

برف در آن گوشه از حیاط تل انبار شده بود.

We banked up the fire to keep it burning all night.

ما روی آتش نفت ریختیم تا کل شب را روشن بماند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها