عضویت عضویت در سایت

تماس تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و جمله با date

date

اسم

US /ˈdeɪt/

dates

(اسم) تاریخ – قرار ملاقاتی که پیشاپیش برنامه ریزی شده است (معمولا قرار عاشقانه) – دوست پسر یا دختر - خرما، رطب

Today’s date is June 24, 1998.

تاریخ امروز 24 ژوئن 1998 است.

We agreed to go out on a date.

ما توافق کردیم که به یک قرار برویم.

I need to find a date for Friday.

من باید یک دوست پسر (یا دختر) برای جمعه پیدا کنم.

date

فعل

dates; dated; dating

(فعل) تاریخ تعیین کردن، تاریخ گذاشتن – قرار گذاشتن (مثال سوم)

It has not yet been possible to date the paintings accurately.

هنوز امکانش نیست تا برای این نقاشی ها به درستی تاریخ تعیین کنیم. (سن نقاشی ها معلوم نیست.)

The forms should be dated and signed and sent back immediately.

این فرم ها باید تاریخ گذاری شده و امضا شود و فورا برگشت داده شود.

They dated for five years before they got married.

قبل از اینکه ازدواج کنند، آن ها پنج سال قرار می گذاشتند.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها