برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی date به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل date
(اسم) تاریخ – قرار ملاقاتی که پیشاپیش برنامه ریزی شده است (معمولا قرار عاشقانه) – دوست پسر یا دختر - خرما، رطب
date
فعل
dates; dated; dating
(فعل) تاریخ تعیین کردن، تاریخ گذاشتن – قرار گذاشتن (مثال سوم)
It has not yet been possible to date the paintings accurately.
هنوز امکانش نیست تا برای این نقاشی ها به درستی تاریخ تعیین کنیم. (سن نقاشی ها معلوم نیست.)
The forms should be dated and signed and sent back immediately.
این فرم ها باید تاریخ گذاری شده و امضا شود و فورا برگشت داده شود.
They dated for five years before they got married.
قبل از اینکه ازدواج کنند، آن ها پنج سال قرار می گذاشتند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره date، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


