برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی bitterly به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل bitterly
bitterly
قید
(قید) با تلخی – خیلی، شدید (دو مثال آخر)
She complained bitterly about his exam grades.
او با تلخی از نتایج امتحانات خود گله کرد.
I was bitterly disappointed.
من به شدت ناامید شدم.
bitterly cold
خیلی سرد
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره bitterly، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام
