برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی collar به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل collar
(اسم) یقه لباس (دو مثال اول) – قلّاده یا مهار سگ، گربه و ...- hot under the collar خیلی عصبانی یا ناراحت – گردنبند (از رسته زیور آلات) – وسیله ای دایره ای شکل که از آن برای بستن و چسباندن یک لوله به جایی مثل دیوار استفاده میشود
collar
فعل
collars; collared; collaring
(فعل) گرفتن یا دستگیر کردن کسی – کسی برای صحبت کردن متوقف کردن (مثال دوم)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره collar، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

