برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی weak به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل weak
(صفت) ضعیف، خفیف – بدن طعم یا با مزه کم (مثال چهارم)
weak eyes
چشمان ضعیف
a weak bridge
پل ضعیف
a weak joke
یک جک بد
یک سیگنال رادیویی ضعیف
The coffee was weak.
آن قهوه بی مزه بود.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) the weak/weakest link کسی یا چیز که ضعیف تر یا کم مهارت تر از بقیه است - weak stomach (در مورد یک شخص) به آسانی با چیزی اذیت شدن یا شوکه شدن و ... - the spirit is willing but the flesh is weak اینکه بگویید که میخواهید کاری را انجام دهید ولی نمی توانید چون توان و انرژی یا انگیزه و اراده لازم برای آن را ندارید (مثال دوم) - the weak افراد ناتوان
Anderson is the weakest link in his.
اندرسون در نوع خودش ضعیف ترین فرد است. (مثلا در یک ورزش)
Every year I decide to eat better and do more exercise; and every year, the spirit is willing, but the flesh is weak.
هر سال من تصمیم میگیرم که بهتر غذا بخورم و بیشتر ورزش کنم ولی هر سال، می خواهم ولی نمی شود.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) weak at the knees احساس عجیبی بخاطر یک احساس عاطفی قدرتمند داشتن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره weak، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


