برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی chop به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل chop
(فعل) تکه تکه کردن یا ریز ریز کردن چیزی با چاقو یا تبر و ... (مثال اول) – (در اقتصاد) کم شدن یا کم کردن یا تمام شدن یا متوقف شدن (مثال دوم) - chop and change مدام نظر یا روش خود را تغییر دادن - chop down بریدن یک درخت و غیره از ته (مثال سوم) - chop off بریدن چیزی - chop up تکه تکه کردن
chop
اسم
chops
(اسم) گوشت همراه با استخوان یک گاو یا گوسفند یا خوک – یک ضربه با تبر یا چاقو و غیره - a karate chop ضربه ای که یک ورزشکار (مخصوصا یک کاراته کار) با دست خود رو به پایین وارد میکند (معمولا به صورت نمایشی و برای شکستن چند تکه تخته یا کاشی و ...) - get the chop اخراج شدن، شغل خود را از دست دادن - for the chop اینکه بگویید که کسی اخراج شده یا برنامه ای کنسل شده است (مثال اول) - give (someone) the chop کسی را اخراج کردن
She might be for the chop.
او ممکن است کار خود را از دست بدهد.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره chop، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

