koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی ear به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

ear

اسم

US /ˈiɚ/

ears

(اسم) گوش – توانایی فهمیدن و درک کردن (مثال دوم) – توجهی که نشان داده می شود، گوش دادن

She whispered something in his ear.

او چیزی را در گوشش زمزمه کرد.

He has a good ear for music.

او توانایی خوبی برای درک موسیقی دارد.

Thanks for your ear.

به خاطر توجه شما سپاسگزارم. (به خاطر گوش دادن شما سپاسگزارم.)

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) all ears اینکه بگویید که کسی دارد با دقت گوش میدهد - be out on your ear اخراج شدن از کار یا جایی - be up to your ears in sth خیلی مشغله داشتن - close your ears گوش ندادن - ears are flapping برای توصیف کسی که فالگوش ایستاده است - go in one ear and out the other یک گوش در و یک گوش دروازه - grin/smile from ear to ear خیلی خوشحال به نظر رسیدن (مثال دوم) - have an ear for sth توانایی یادگیری چیزی را داشتن - have the ear of sb اینکه ایده های شما توسط کسی شنیده میشود و برای او اهمیت دارد (مثال سوم) - have/keep your ear to the ground متوجه اتفاقات دور و بر بودن

I'm up to my ears in work.

من خیلی سرم شلوغ است.

He was grinning from ear to ear.

او خیلی خوشحال بود.

This man has the ear of world leaders.

حرف های این مرد نزد رهبران جهان خریدار دارد.