برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی shame به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل shame
(اسم) خجالت، شرم، بی آبرویی (سه مثال اول) – حیا، شرم (مثال چهارم)
She felt shame for her behavior.
او به خاطر رفتارش احساس خجالت کرد.
She’s brought shame on the whole family.
او باعث خجالت تمام خانواده شده است.
Shame on you!
شرم بر تو
Have you no shame?
تو حیا نداری؟
shame
فعل
shames; shamed; shaming
(فعل) شرمنده کردن، باعث شرمساری شدن - shame somebody into doing something با خجالت زده کردن کسی یا با ایجاد حس گناهکاری در کسی او را مجبور به کاری کردن (مثال دوم)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره shame، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

