بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی cook به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل cook

cook

فعل

US تلفظ صوتی/ˈkʊk/

cooks; cooked; cooking

(فعل) پختن، غذا درست کردن از طریق پختن - be cooking روند خوبی داشتن، وضعیت خوبی داشتن (مثال سوم) - cook someone's goose حتمی کردن شکست کسی (مثال سوم)

Who’s cooking tonight, you or me?

چه کسی امشب غذا درست می کند، شما یا من؟

The potatoes are cooking.

سیب زمینی ها در حال پختن هستند.

The foreign affairs is really cooking.

امورات بین المللی واقعاً وضعیت خوبی دارند.

Their goose was cooked after that last goal.

بعد از دریافت آخرین گل، شکست آن ها حتمی شد.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) cook the books دستکاری کردن اسناد مالی - cook up الف: غذایی را به سرعت درست کردن (مثال اول) ب: تصمیم گرفتن، تدبیری اتخاذ کردن و ...

Are you hungry? I can cook something up for you.

گرسنه ای؟ می توانم چیزی برای تو درست کنم.

Let's see if we can cook something up.

بیایید ببینیم که می توانیم بهانه ای جور کنیم یا نه.

cook

اسم

cooks

(اسم) آشپز

He’s an excellent cook.

او یک آشپز خیلی خوب است.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره cook، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان