بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی clock به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل clock

clock

اسم

US تلفظ صوتی/ˈklɑːk/

clocks

(اسم) ساعت - to eat up the clock یا run out the clock وقت تلف کردن در ورزش - around the clock تمام طول شبانه روز - beat the clock قبل از موعد مقرر کاری را انجام دادن - put/turn back the clock به شرایط قبل بازگشتن

The clock has stopped.

ساعت توقف کرده است.

clock

فعل

clocks; clocked; clocking

(فعل) رکورد ثبت کردن، به پایان رساندن طی زمان – زدن کسی

The police clocked her doing over 110 miles an hour.

پلیس سرعت او را بیش از 110 مایل در ساعت ثبت کرد.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره clock، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دوربین مداربسته