برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی pain به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل pain
(اسم) درد، رنج (سه مثال اول) – مایه عذاب، مایه رنج - be at pains در تلاش برای انجام کاری بودن (مثال آخر)
These pills should ease the pain.
این قرص ها باید این درد را تسکین دهند.
the pain of a difficult childhood
درد یک دوره کودکی دشوار
the pain of separation
درد جدایی
It's a pain having to go all that way for just one meeting.
مایه عذاب است که این همه راه را فقط برای یک جلسه برویم.
I was at pains to show how and why.
من تلاش می کردم تا چگونگی و چرایی را نشان دهم.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره pain، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


