بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی tax به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل tax

tax

اسم

US تلفظ صوتی/ˈtæks/

taxes

(اسم) مالیات

increase/put up/raise taxes

افزایش دادن مالیات

introduce/impose/levy a tax (on sth)

مالیات وضع کردن روی چیزی

abolish/cut/reduce a tax

کم کردن مالیات

lift/remove a tax

برداشتن مالیات

tax

فعل

taxes; taxed; taxing

(فعل) مالیات وضع کردن، مالیات گرفتن – چیزی یا کسی را به مقدار یا تعدادی خیلی زیاد طلبیدن و نیاز داشتن (دو مثال آخر)

You are taxed according to your income.

از شما طبق درامدتان مالیات اخذ می شود.

It shouldn’t tax your brain too much.

این نباید خیلی ذهن شما را درگیر کند.

That job really taxed our strength.

آن کار نیروی خیلی زیادی از ما گرفت.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره tax، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش تصویری برق ساختمان