برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی military به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل military
(صفت) نظامی
We may have to take military action.
شاید مجبور شویم اقدام نظامی انجام بدهیم.
military discipline
نظم نظامی
a military government/dictatorship/regime
یک دولت/دیکتاتوری/رژیم نظامی
military
اسم
(اسم) the military نیروهای مسلح یک کشور - نیروی نظامی (مثال دوم)
My Brother was in the military.
برادر من عضو نیروهای مسلح بود.
foreign militaries
نیروهای نظامی خارجی
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره military، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

