برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی dormitory به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل dormitory
(اسم) خوابگاه، آسایشگاه – اتاق بزرگی که افراد در آن می توانند بخوابند
the boys' dormitory
خوابگاه پسرانه
dormitory
صفت
(صفت) a dormitory suburb or town یعنی منطقه ای که افراد کارگر مسافر در آن زندگی میکنند ( در آمریکایی bedroom community)
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره dormitory، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

