برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی saving به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل saving
(اسم) پس انداز، ذخیره – savings پس انداز پول به صورت تدریجی و در طول زمان مخصوصا در بانک (مثال دوم به بعد)
You can make huge savings by buying food in bulk.
با خرید عمده مواد غذایی می توانید پس انداز کلانی کنید.
Buying a house had taken all their savings.
خریدن یک خانه تمام پس انداز آن ها را گرفت.
پس انداز تمام عمرش (پولی که همه عمر پس انداز کرده بود)
his retirement savings
پس اندازی بازنشستگی او (پولی که برای دوران بازنشستگی کنار گذاشته است)
saving
صفت
(صفت) جلوگیری از هدر رفت – صرفه جویی در خرج کردن پول
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره saving، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

