koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی anything به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

anything

ضمیر

US /ˈɛniˌθɪŋ/

(ضمیر) هر چیز، چیزی، همه چیز - anything but چیزی جز، اصلا (مثال چهارم و پنجم)

Is there anything else you want to say?

چیز دیگری است که بخواهید مطرح کنید؟

They aren't anything like last year's team.

آن ها اصلا شبیه تیم سال قبل نیستند.

We didn’t have anything to eat for two days.

برای دو روز چیزی برای خوردن نداشتیم.

Sara is anything but stupid!

سارا اصلا احمق نیست! (سارا هر چیزی میتواند باشد ولی احمق نیست!)

I was anything but happy about going.

من در خصوص رفتن اصلا خوشحال نبودم.

(ضمیر – ادامه بررسی معنی واژه) anything like somebody/something شبیه کسی یا چیزی (مثال اول) - as anything خیلی (مثال دوم) - for anything (in the world) اینکه بگویید کاری را حتما انجام میدهید و آن را فدای کار دیگری نمیکنید (مثال سوم)

She isn't anything like my first boss.

او شبیه رئیس اول من نیست.

She's as fat as anything.

او خیلی چاق است.

After what happened last time, I wouldn't work for them again for anything.

بعد از اتفاقی که آخرین بار رخ داد، من به هیچ وجه دوباره برای آن ها کار نمیکنم.

(ضمیر – ادامه بررسی معنی واژه) if anything برای بیان نظر در خصوص چیزی و بعد از یک جمله منفی تا بگویید که خلاف آن درست است (مثال اول) - like anything خیلی، به شدت - more than anything خیلی به شدت (مثال دوم)

She’s not thin — if anything she’s a little plump.

او لاغر نیست، در حقیقت او کمی چاق است.

I wanted to believe her more than anything, but I couldn't.

من خیلی مایل بودم او را باور کنم ولی نتوانستم.