تماس با ما
بخش های مختلف وب سایت کوبدار

منو

top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

ترجمه و تحلیل dirty

dirty

صفت، قید

US تلفظ صوتی/ˈdɚti/

dirtier; dirtiest

(صفت، قید) کثیف

He left his dirty towels on the bathroom floor.

حوله های کثیفش را روی کف حمام گذاشت.

That was a dirty trick.

آن یک حقه کثیف بود.

He plays dirty.

او کثیف بازی میکند.

dirty

فعل

dirties; dirtied; dirtying

(فعل) کثیف کردن

The baby just dirtied his diaper.

بچه همین الان پوشک خود را کثیف کرد.

در بخش نظرات پایین صفحه درباره dirty، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها
آموزش تصویری برق ساختمان