برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی reaction به فارسی
معنی reaction
(اسم) واکنش یا عکسالعمل در برابر یک اتفاق، رفتار یا وضعیت – واکنش احساسی یا جسمی در برابر چیزی – واکنش شیمیایی – سرعت و توانایی عکسالعمل نشان دادن در برابر یک موقعیت (مثال سوم) – نیروی واکنش در فیزیک – مخالفت یا مقاومت سیاسی و اجتماعی در برابر تغییر
the government’s reaction to the fuel crisis
واکنش دولت به بحران سوخت
Her reaction to the news was surprising.
واکنش او به این خبر تعجبآور بود.
chemical reactions
واکنشهای شیمیایی
A good driver has quick reactions.
یک راننده خوب سرعت عکسالعمل بالایی دارد.
Some people have a bad reaction to this medicine.
برخی افراد به این دارو واکنش نامطلوبی نشان میدهند.
the forces of reaction
نیروهای مخالف تغییر
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره reaction، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

