برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی file به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل file
(اسم) زونکن – فایل در کامپیوتر – یک صف از افراد یا حیوانات – (ابزار) سوهان
file
فعل
files; filed; filing
(فعل) ذخیره کردن کاغذها و غیره – به ثبت رساندن یک دادخواست یا گزارش دادن به یک مسئول یا مقام (مثال دوم) – در صف حرکت کردن یا پشت سر هم حرکت کردن
We file the reports by zip code.
ما گزارشات را بر اساس کد پستی ذخیره می کنیم.
She has filed for divorce/bankruptcy.
او برای طلاق / ورشکستگی دادخواست داده است.
خانواده عروس پشت سر هم حرکت کردند.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) سوهان زدن
to file your nails
سوهان زدن ناخن هایتان
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره file، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


