برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی remote به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل remote
(صفت) دور در زمان یا مکان یا رابطه – (درباره رفتار کسی) غیر دوستانه، بد اخلاق (مثال سوم) – خیلی کم (مثال چهارم)
It happened in the remote past.
آن در یک گذشته دور رخ داده است.
the remote time when dinosaurs walked the earth
زمان دور که دایناسورها روی زمین راه می رفتند
She became very remote in her old age.
او در سن پیری خود خیلی بد اخلاق شد.
The likelihood of the company paying this debt is remote.
احتمال پرداخت این بدهی توسط شرکت خیلی کم است.
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) از راه دور (مربوط به ارتباط دو وسیله کامپیوتری – می توان مجازی هم معنی کرد)
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره remote، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

