برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی fluctuate به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل fluctuate
(فعل) در سطح یا قدرت یا ارزش نوسان ایجاد کردن یا ایجاد شدن نوسان در سطح یا قدرت یا ارزش چیزی
Body temperature can fluctuate if you are ill.
اگر مریض باشید دمای بدن میتواند دچار نوسان شود.
fluctuating prices
نوسان قیمت ها
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره fluctuate، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


