بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی boot به فارسی + مثال‌های واقعی و جمله کاربردی

ترجمه و تحلیل boot

boot

اسم

US تلفظ صوتی/ˈbuːt/

boots

(اسم) بوت (مثال اول) – the boot اخراج شدن از کار به صورت ناگهانی (مثال دوم) - یک ضربه محکم با پا (مثال سوم) – قسمت بار یک ماشین (trunk) - Denver boot قفل چرخ خودرو - lick someone's boots پاچه خواری کردن - to boot همچنین - put the boot in الف: شرایطی را بدتر کردن ب: لگد زدن به کسی که روی زمین افتاده است

cowboy boots

بوت های گاوچرانی

I heard they gave him the boot.

من شنیدم که آن ها او را اخراج کرده اند.

She gave the ball a good boot.

او یک ضربه محکم به توپ زد.

boot

فعل

boots; booted; booting

(فعل) محکم به چیزی لگد زدن (مثال اول) – کسی را مجبور به ترک جایی کردن (مثال دوم) – روشن کردن کامپیوتر یا یک وسیله کامپیوتری (مثال سوم) – قفل چرخ زدن

She booted him in the head.

او محکم به کله آن مرد لگد زد.

His wife booted him out.

همسرش او را بیرون انداخت.

The computer takes a long time to boot up.

این کامپیوتر مدتی طول میکشد تا روشن شود.

📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره boot، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی