koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی offer به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

offer

فعل

US /ˈɑːfɚ/

offers; offered; offering

(فعل) پیشنهاد دادن، ارائه دادن – دادن، تامین کردن، در دسترس قرار دادن، عرضه کردن – تقدیم کردن چیزی به خدا

She offered a job in the insurance.

او به من یک کار در صنعت بیمه پیشنهاد کرد.

They offer their customers a choice between meat and vegetable.

آن ها به مشتریان خود یک انتخاب بین گوشت و سبزی می دهند.

Your doctor should be able to offer advice on diet.

دکتر شما باید بتواند درباره رژیم غذای مشاوره بدهد.

offering up prayers for a man health

دعا کردن برای سلامتی یک آدم

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) offer resistance تلاش برای جنگیدن یا مقاومت کردن

Her body offered no resistance at all during the treatment.

بدون او در طول دوره درمان هیچ تلاشی برای جنگیدن نکرد.

offer

اسم

offers

(اسم) پیشنهاد – پولی که بابت چیزی داده می شود

The company made me a job offer and I accepted it.

این شرکت به من یک پیشنهاد کار داد و من پذیرفتم.

This toy is currently on special offer at $3.

این اسباب بازی با 3 دلار در پیشنهاد ویژه قرار دارد.

They made an offer on our house.

آن ها یک قیمت برای خانه ما ارائه دادند.

I'll give you $60, and that's my final offer.

من به شما 60 دلار می دهم و این آخرین پیشنهاد (قیمت) من است.