برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
offer
معنی offer به عنوان فعل و اسم
(فعل) پیشنهاد دادن چیزی به کسی – ارائه کردن یا در اختیار کسی قرار دادن چیزی – فراهم کردن یا عرضه کردن چیزی
She offered me a job in the insurance industry.
او به من یک شغل در صنعت بیمه پیشنهاد داد.
They offer their customers a choice between meat and vegetables.
آنها به مشتریان خود امکان انتخاب بین گوشت و سبزیجات را می دهند.
Your doctor should be able to offer advice on diet.
پزشک شما باید بتواند درباره رژیم غذایی به شما مشاوره بدهد.
The hotel offers free breakfast.
این هتل صبحانه رایگان ارائه می دهد.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) اظهار آمادگی یا پیشنهاد انجام کاری – offer to do something پیشنهاد دادن یا اعلام آمادگی برای انجام کاری (مثال اول) - offer something to someone چیزی را به کسی پیشنهاد یا ارائه کردن
He offered to help me with my work.
او پیشنهاد داد که در کارم به من کمک کند.
She offered me a cup of coffee.
او به من یک فنجان قهوه تعارف کرد.
می توانم به شما مقداری آب تعارف کنم؟
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) عرضه کردن چیزی برای فروش – پیشنهاد قیمت برای خرید چیزی – تقدیم کردن یا نثار کردن چیزی، به ویژه به خدا
They are offering the house for $500,000.
آنها خانه را به قیمت 500 هزار دلار برای فروش عرضه کرده اند.
They offered $200,000 for the house.
آنها برای خانه 200 هزار دلار پیشنهاد دادند.
She offered up a prayer for his health.
او برای سلامتی او دعا کرد.
(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) offer resistance مقاومت کردن یا در برابر چیزی مقاومت نشان دادن
offer
اسم
offers
(اسم) پیشنهاد – پیشنهادی برای خرید، فروش یا انجام کاری – مبلغی که کسی برای خرید چیزی پیشنهاد می کند
The company made me a job offer and I accepted it.
این شرکت به من پیشنهاد شغلی داد و من آن را پذیرفتم.
They made an offer on our house.
آنها برای خرید خانه ما پیشنهاد قیمت دادند.
I'll give you $60, and that's my final offer.
من به شما 60 دلار می دهم و این آخرین پیشنهاد من است.
(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) پیشنهاد ویژه یا تخفیف ویژه – چیزی که برای فروش یا استفاده با شرایط ویژه ارائه شده است
This toy is currently on special offer at $3.
این اسباب بازی در حال حاضر با قیمت ویژه 3 دلار عرضه می شود.
There is a special offer on all shoes this week.
این هفته برای همه کفش ها پیشنهاد ویژه ای وجود دارد.
(اسم – عبارت های رایج) make an offer پیشنهاد دادن یا قیمت پیشنهادی ارائه کردن - a job offer پیشنهاد شغلی - special offer پیشنهاد ویژه - on offer برای فروش یا با شرایط ویژه ارائه شده
یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دورههای 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثالهای کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.
- ✅ آموزش ویدیویی هر درس
- ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
- ✅ مثالهای واقعی و کاربردی
- ✅ مناسب آمادگی آزمونها و مکالمه
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره offer، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

