برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی wet به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل wet
(صفت) خیس، تر – بارانی – (در مورد رنگ یا سیمان و ...) خشک نشده، خیس، تر (مثال سوم)
wet
فعل
wets; wet or wetted; wetting
(فعل) خیس کردن (معمولا به صورت ناخواسته) - wet your whistle نوشیدنی خوردن - the wet (اسم) هوای بارانی
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره wet، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


