برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی recession به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل recession
(اسم) دوره رکود اقتصادی (سه مثال اول) – عقب نشینی، فروکش کردن (مثلا سیل آب)
an economic recession
رکود اقتصادی
enter/fall into/slide into (a) recession
وارد رکود شدن
recover from/pull out of (a) recession
از رکود خارج شدن
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره recession، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

