برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی tough به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل tough
(صفت) خیلی سخت – سر سخت (مثال سوم) – شرور (دو مثال آخر)
tough decision
تصمیم سخت
It was tough to talk to him.
حرف زدن با او خیلی سخت بود.
a tough guy
یک آدم سر سخت (یا به معنی: یک آدم شرور)
a tough neighborhood
محله شر
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) نشکن، سخت، محکم – سخت گیر (مثال دوم) – خیلی بد
tough
اسم
toughs
(اسم) یک آدم شرور
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره tough، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


