برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی crazy به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل crazy
(صفت) دیوانه وار، دیوانه – خیلی عجیب و غیر عادی (مثال سوم) - go crazy الف: دیوانه شدن از نظر روانی ب: وحشیانه رفتار کردن (مثال آخر)
She’s the craziest person I’ve ever met.
او دیوانه ترین آدمی است که من تا به حال دیدم.
She's crazy with jealousy.
او از حسادت دیوانه شده است.
How do you think of all these crazy ideas?
نظرت درباره تمام این ایده های عجیبی چیست؟
The crowd went crazy when the team won the championship.
جمعیت وقتی آن تیم قهرمان شد، دیوانه شدند. (به شکل دیوانه وار خوشحالی کردند)
(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) like crazy با انرژی یا سرعت خیلی زیاد، خیلی
crazy
اسم
crazies
(اسم) آدم دیوانه
crazy
قید
(قید) خیلی
crazy good
خیلی خوب
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره crazy، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


