koobdar.ir

مجله اینترنتی کوبدار

صفحه اصلی
عناوین
sdds
more_vert
more_horiz

جستجو

search
cancel
جستجو در سایت
صفحه اصلی زبان انگلیسی دیکشنری کوبدار کامپیوتر و برنامه نویسی برق و الکترونیک
ورود/ثبت نام تماس با ما جستجو در سایت
کوبدار
ورود به حساب کاربری ارتباط با ما

مجله اینترنتی کوبدار برگ درخت کوبدار

koobdar.ir

معنی crazy به فارسی | دیکشنری آموزش زبان انگلیسی کوبدار

مجموعه های آموزش زبان انگلیسی کوبدار:

1: آموزش 504 واژه ضروری زبان انگلیسی 2: آموزش لغات پرکاربرد جهت شرکت در آزمون های زبان انگلیسی

crazy

صفت

US /ˈkreɪzi/

crazier; craziest

(صفت) دیوانه وار، دیوانه – خیلی عجیب و غیر عادی (مثال سوم) - go crazy الف: دیوانه شدن از نظر روانی ب: وحشیانه رفتار کردن (مثال آخر)

She’s the craziest person I’ve ever met.

او دیوانه ترین آدمی است که من تا به حال دیدم.

She's crazy with jealousy.

او از حسادت دیوانه شده است.

How do you think of all these crazy ideas?

نظرت درباره تمام این ایده های عجیبی چیست؟

The crowd went crazy when the team won the championship.

جمعیت وقتی آن تیم قهرمان شد، دیوانه شدند. (به شکل دیوانه وار خوشحالی کردند)

(صفت – ادامه بررسی معنی واژه) like crazy با انرژی یا سرعت خیلی زیاد، خیلی

working like crazy

خیلی با انرژی کار کردن

I love you like crazy.

من خیلی تو را دوست دارم.

crazy

اسم

crazies

(اسم) آدم دیوانه

crazy

قید

(قید) خیلی

crazy good

خیلی خوب