برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی crutch به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل crutch
(اسم) عصا – چیزی که کسی زیادی از آن برای کمک یا حمایت استفاده میکند (مثال دوم)
I was on crutches for two months after the operation.
بعد از جراحی دو ماه با عصا راه میرفتم.
Alcoholics use drinking as a crutch.
افراد الکلی از الکل زیادی استفاده میکنند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره crutch، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


