بخش های مختلف وب سایت کوبدار
لوگو کوبدار کوبدار
جستجو در سایت کوبدار
top of the page

برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:

لیست آموزش ها

از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید

برای حمایت از ما کلیک کنید

معنی use به فارسی | تلفظ و مثال

معنی کلمه use

use

فعل

US تلفظ صوتی/ˈjuːz/

uses; used; using

(فعل) استفاده کردن از چیزی برای هدفی خاص (دو مثال اول) – مصرف کردن یا به کار بردن چیزی (مثال سوم) – استفاده کردن از توالت (مثال آخر)

The car is easy to use.

استفاده از این ماشین آسان است.

Can I use your phone?

می‌توانم از تلفن شما استفاده کنم؟

It isn't them who use up the world's resources.

این آنها نیستند که منابع جهان را مصرف می‌کنند.

Wash your hands after using the toilet.

بعد از استفاده از توالت دست‌هایتان را بشویید.

(فعل – ادامه بررسی معنی واژه) مصرف کردن یا استفاده کردن از چیزی مانند غذا، نوشیدنی یا مواد (مثال اول) – از کسی سوءاستفاده کردن و او را وسیله رسیدن به هدف خود قرار دادن (مثال دوم) – use up تمام کردن یا مصرف کردن چیزی

He stopped using alcohol.

او مصرف الکل را متوقف کرد.

Can't you see he's just using you for his own ends?

نمی‌توانی ببینی که او فقط دارد از تو برای رسیدن به اهداف خودش استفاده می‌کند؟

use

اسم

US تلفظ صوتی/ˈjuːs/

uses

(اسم) استفاده، کاربرد – مصرف یا هدف استفاده از چیزی (مثال دوم) – کاربرد یا فایده‌ای که یک چیز می‌تواند داشته باشد (مثال سوم)

an exit for use in emergencies

یک خروجی برای استفاده در مواقع اضطراری

The plant has various medical uses.

این گیاه کاربردهای پزشکی مختلفی دارد.

Do you have any use for this old computer?

آیا برای این کامپیوتر قدیمی کاربردی داری؟

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) the use of something حق یا امکان استفاده از چیزی (دو مثال اول) – فایده یا کاربرد داشتن یا نداشتن چیزی، معمولاً در عبارت‌هایی مانند be of use و be of no use (مثال سوم)

He lost the use of both legs as a result of the accident.

او در نتیجه آن تصادف توانایی استفاده از هر دو پایش را از دست داد.

The pool is for the use of hotel guests only.

این استخر فقط برای استفاده مهمانان هتل است.

Take this – it’s of no use to me anymore.

این را بگیر؛ دیگر برای من فایده‌ای ندارد.

(اسم – ادامه بررسی معنی واژه) it's no use فایده‌ای ندارد و انجام دادن آن کاری را تغییر نمی‌دهد – make use of استفاده کردن از چیزی – put something to good use استفاده مفیدی از چیزی کردن (مثال آخر)

It's no use—the door won't open.

فایده‌ای ندارد؛ این در باز نمی‌شود.

to make effective use of technology

استفاده مؤثر از فناوری کردن

You should be able to put your experience in electronics to good use in your new job.

باید بتوانی از تجربه‌ات در زمینه الکترونیک در شغل جدیدت به‌خوبی استفاده کنی.

افزودن کوبدار به منابع ترجیحی گوگل
📘 می‌خواهید واژه‌ها را عمیق‌تر یاد بگیرید؟

یادگیری معنی یک واژه کافی نیست. در دوره‌های 504 واژه ضروری و 570 واژه ضروری، هر لغت با تلفظ صحیح، مثال‌های کاربردی، تصاویر آموزشی و ویدئو تدریس شده تا بتوانید آن را برای همیشه به خاطر بسپارید.

  • ✅ آموزش ویدیویی هر درس
  • ✅ تلفظ صحیح آمریکایی
  • ✅ مثال‌های واقعی و کاربردی
  • ✅ مناسب آمادگی آزمون‌ها و مکالمه

در بخش نظرات پایین صفحه درباره use، معانی و مثال‌ها بحث کنیم؛ نظر شما می‌تواند به دیگران هم کمک کند.

برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد خود شوید.

آموزش نصب دربازکن آیفون تصویری و صوتی