برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
معنی grandmother - مادربزرگ به انگلیسی به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل grandmother
(اسم) مادر بزرگ (grandma یا granny یا gran معادل های غیر رسمی و محاوره ای هستند)
Both my grandmothers were from Scotland.
هر دو مادر بزرگ من اهل اسکاتلند هستند.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره grandmother، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
ورود به حساب کاربری/ثبت نام

