برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:
از ما جهت گسترش آموزش های زبان انگلیسی کوبدار حمایت کنید
پکیج جامع آموزش برق ساختمان و نصب سیستمهای برقی با هدف ورود به بازار کار با تخفیف ویژه در دسترس قرار گرفته است. همچنین اگر قبلا یا اکنون خریدی از ما داشته باشید، در صورت ثبت درخواست در قسمت پیامها در حساب کاربری، از تخفیف برای تهیه آموزشهای دیگر برخوردار میشوید.
همراه شما هستیم و قدردان همراهیتان
معنی injection به فارسی + مثالهای واقعی و جمله کاربردی
ترجمه و تحلیل injection
(اسم) عمل تزریق دارو و غیره درون بدن (دو مثال اول) – مایعی را درون چیزی تزریق کردن (مثال سوم) – تزریق پول به چیزی (مثال آخر)
an injection of insulin
تزریق انسولین
The children hate having injections.
بچه ها از آمپول زدن متنفرند.
یک سیستم تزریق سوخت (انژکتور - سیستمی که سوخت را مستقیما به درون سیلندر موتور میفرستد)
An injection of cash is needed to fund some of these projects.
برای تامین مالی برخی از این پروژه ها نیاز به تزریق نقدینگی است.
منابع:
Oxford Learner's Dictionaries Cambridge Dictionary Merriam-Webster Longman Dictionary The Free Dictionaryدر بخش نظرات پایین صفحه درباره injection، معانی و مثالها بحث کنیم؛ نظر شما میتواند به دیگران هم کمک کند.
برای ثبت دیدگاه یا پرسش ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای مشاهده لیست آموزش های ویژه کوبدار گزینه زیر را انتخاب کنید:



ورود به حساب کاربری/ثبت نام


